جان مولر یک روش کاربردی برای تعیین اینکه آیا بخشی از محتوا ایندکس شده و از نظر فنی برای رتبه‌بندی در دسترس است، ارائه داد.

گوگل روش بررسی ایندکس شدن بخش‌های محتوا را نشان می‌دهد

از جان مولر، کارمند گوگل، پرسیده شد که گوگل‌بات در هر صفحه چه تعداد مگابایت HTML را می‌خزد. سؤال این بود که آیا گوگل‌بات دو مگابایت (MB) یا پانزده مگابایت داده را ایندکس می‌کند. پاسخ مولر جنبه فنی سؤال را کم‌اهمیت جلوه داد و مستقیماً به اصل موضوع پرداخت که در واقع درباره میزان محتوای ایندکس شده است.

گوگل‌بات و ربات‌های دیگر

در میانه یک بحث جاری در بلواسکای، شخصی دوباره این سؤال را مطرح کرد که آیا گوگل‌بات ۲ یا ۱۵ مگابایت داده را می‌خزد و ایندکس می‌کند.

آن‌ها نوشتند:

“امیدوارم هر چیزی که باعث شد این‌طور سریع حرکت کنید را به دست آورده باشید 🙂

داشتن جزئیات بیشتر و مثال‌های واقعی مانند “صفحه من X مگابایت طول دارد، پس از X مگابایت قطع می‌شود، همچنین منبع A: ۱۵ کیلوبایت، منبع B: ۳ مگابایت را بارگذاری می‌کند، منبع B به طور کامل بارگذاری نمی‌شود، اما منبع A بارگذاری می‌شود زیرا ۱۵ کیلوبایت < ۲ مگابایت" بسیار مفید خواهد بود.”

نگرانی بیش از حد از محدودیت ۲ مگابایتی

مولر اظهار داشت که نیازی به سنجش بایت‌ها نیست و اشاره کرد که آنچه در نهایت اهمیت دارد، محدود کردن تعداد بایت‌های یک صفحه نیست، بلکه این است که آیا بخش‌های مهم محتوا ایندکس شده‌اند یا خیر.

علاوه بر این، مولر گفت که نادر است یک سایت از دو مگابایت HTML تجاوز کند و این ایده را رد کرد که ممکن است محتوای یک وب‌سایت به دلیل حجم زیاد ایندکس نشود.

او همچنین بیان کرد که گوگل‌بات تنها رباتی نیست که یک صفحه وب را می‌خزد و ظاهراً برای توضیح اینکه چرا ۲ مگابایت و ۱۵ مگابایت عوامل محدودکننده نیستند. گوگل فهرستی از تمام خزنده‌هایی را که برای اهداف مختلف استفاده می‌کند، منتشر کرده است.

نحوه بررسی ایندکس شدن بخش‌های محتوا

در نهایت، پاسخ مولر یک راه ساده برای بررسی ایندکس شدن یا نشدن بخش‌های مهم محتوا را تأیید کرد.

مولر پاسخ داد:

“گوگل خزنده‌های زیادی دارد و به همین دلیل ما آن را تقسیم می‌کنیم. بسیار نادر است که سایت‌ها در این زمینه با مشکل مواجه شوند؛ ۲ مگابایت HTML (برای کسانی که روی گوگل‌بات تمرکز دارند) مقدار قابل توجهی است. راهی که معمولاً برای بررسی استفاده می‌شود، جستجو برای یک نقل قول مهم در پایین‌تر صفحه است – معمولاً نیازی به سنجش بایت‌ها نیست.”

بخش‌ها برای رتبه‌بندی

افراد به جز زمانی که در حال خواندن مطلبی هستند که به آن علاقه شدیدی دارند، دامنه توجه کوتاهی دارند. در چنین مواقعی، یک مقاله جامع می‌تواند برای خوانندگانی که واقعاً می‌خواهند عمیق‌تر به موضوع بپردازند و بیشتر بیاموزند، مفید باشد.

از منظر سئو، می‌توان درک کرد که چرا برخی ممکن است احساس کنند یک مقاله جامع برای رتبه‌بندی ایده‌آل نباشد، اگر سندی پوشش عمیقی از چندین موضوع ارائه دهد که هر کدام می‌تواند یک مقاله مستقل باشد.

یک ناشر یا کارشناس سئو باید یک گام به عقب بردارد و ارزیابی کند که آیا کاربر از پوشش عمیق یک موضوع راضی است یا اینکه کاربران به بررسی عمیق‌تری از آن نیاز دارند. همچنین سطوح مختلفی از جامعیت وجود دارد: یکی با جزئیات دقیق و دیگری با پوششی کلی از جزئیات، همراه با لینک‌هایی به پوشش عمیق‌تر.

به عبارت دیگر، گاهی اوقات کاربران به نمای کلی از جنگل نیاز دارند و گاهی اوقات به نمای تک‌تک درختان.

گوگل مدت‌هاست که توانایی رتبه‌بندی بخش‌های اسناد را با الگوریتم‌های رتبه‌بندی بخش خود داشته است. در نهایت، آنچه واقعاً اهمیت دارد، مفید بودن برای کاربران و احتمالاً منجر شدن به سطح بالاتری از رضایت کاربر است.

اگر پوشش جامع یک موضوع مردم را هیجان‌زده کند و آنقدر به آن‌ها علاقه دهد که آن را با دیگران به اشتراک بگذارند، آن یک موفقیت است.

اگر پوشش جامع برای آن موضوع خاص مفید نباشد، ممکن است بهتر باشد محتوا را به بخش‌های کوتاه‌تر تقسیم کرد که با دلایلی که افراد برای خواندن آن موضوع به آن صفحه می‌آیند، بهتر همسو باشد.

نکات کلیدی

در حالی که بیشتر این نکات در پاسخ مولر ارائه نشده‌اند، اما شیوه‌های خوبی را برای سئو نشان می‌دهند:

  • محدودیت‌های اندازه HTML نگرانی‌های عمیق‌تری درباره طول محتوا و قابلیت دیده شدن در ایندکس را پوشش می‌دهند.
  • آستانه‌های مگابایتی به ندرت یک محدودیت عملی برای صفحات واقعی هستند.
  • شمارش بایت‌ها کمتر از تأیید اینکه محتوا واقعاً در جستجو ظاهر می‌شود، مفید است.
  • جستجو برای بخش‌های متمایز یک راه عملی برای تأیید ایندکس شدن است.
  • جامعیت باید توسط قصد کاربر هدایت شود، نه فرضیات خزش.
  • مفید بودن و وضوح محتوا بیشتر از اندازه سند اهمیت دارد.
  • رضایت کاربر عامل تعیین‌کننده در عملکرد محتوا باقی می‌ماند.

نگرانی در مورد تعداد مگابایت‌هایی که یک حد سخت‌گیرانه برای خزش گوگل‌بات محسوب می‌شود، منعکس‌کننده عدم اطمینان در مورد این است که آیا محتوای مهم در یک سند طولانی ایندکس شده و برای رتبه‌بندی در جستجو در دسترس است یا خیر. تمرکز بر مگابایت‌ها توجه را از مسائل واقعی که کارشناسان سئو باید به آن‌ها بپردازند، منحرف می‌کند؛ مسائلی چون اینکه آیا عمق پوشش موضوع به بهترین شکل نیازهای کاربر را برآورده می‌کند یا خیر.

پاسخ مولر این نکته را تقویت می‌کند که صفحات وبی که برای ایندکس شدن بسیار بزرگ هستند، نادرند و محدودیت‌های بایت ثابت، محدودیتی نیست که کارشناسان سئو باید نگران آن باشند.

به نظر می‌رسد، کارشناسان سئو و ناشران احتمالاً با تغییر تمرکز خود از بهینه‌سازی برای محدودیت‌های فرضی خزش و به جای آن تمرکز بر محدودیت‌های مصرف محتوای کاربر، پوشش جستجوی بهتری خواهند داشت.

اما اگر یک ناشر یا کارشناس سئو نگران این باشد که آیا بخشی نزدیک به انتهای یک سند ایندکس شده است، راه آسانی برای بررسی وضعیت وجود دارد: کافی است به سادگی یک جستجوی دقیق برای آن بخش انجام شود.

پوشش جامع موضوع به طور خودکار یک مشکل رتبه‌بندی نیست و همیشه بهترین (یا بدترین) رویکرد هم نیست. اندازه HTML نگرانی ایجاد نمی‌کند، مگر اینکه شروع به تأثیرگذاری بر سرعت صفحه کند. آنچه مهم است این است که آیا محتوا واضح، مرتبط و برای مخاطب مورد نظر در سطوح دقیق جزئیاتی که اهداف کاربر را برآورده می‌کند، مفید است یا خیر.

تصویر ویژه از Shutterstock/Krakenimages.com