تبلیغات چت‌جی‌پی‌تی نشان‌دهنده تغییر از درک مبتنی بر کلمات کلیدی به فهم رفتار کاربران است و نحوه عملکرد مرتبط‌سازی، خلاقیت و اندازه‌گیری را دگرگون می‌کند.

اکنون تبلیغات در چت‌جی‌پی‌تی در ایالات متحده در حال آزمایش است و برای برخی کاربران با انواع حساب‌های کاربری مختلف نمایش داده می‌شود. این نخستین بار است که تبلیغات وارد محیط پاسخ‌گویی هوش مصنوعی می‌شود – و این امر قواعد بازی را برای بازاریابان تغییر می‌دهد.

سال‌هاست که هوش مصنوعی به‌عنوان بخشی از فرایند خلق یا برنامه‌ریزی تبلیغات در پلتفرم‌هایی نظیر گوگل، لینکدین و رسانه‌های اجتماعی پولی مورد استفاده قرار گرفته است. اما قرار دادن تبلیغات در درون یک سیستم هوش مصنوعی که کاربران برای کمک به تفکر، تصمیم‌گیری و اقدام به آن اعتماد دارند، اساساً متفاوت است. این تنها یک کانال دیگر برای ادغام در یک برنامه رسانه‌ای موجود نیست.

بزرگترین سوال، هدف‌گذاری نیست؛ بلکه روانشناسی است. اگر تبلیغ‌کنندگان صرفاً آنچه را که در جستجو یا شبکه‌های اجتماعی مؤثر است تکرار کنند، عملکرد ناامیدکننده خواهد بود و اعتماد ممکن است آسیب ببیند.

برای موفقیت، برندها باید در ابتدا درک کنند که چرا و چگونه مردم از چت‌جی‌پی‌تی استفاده می‌کنند و این موضوع چه معنایی برای جلب توجه، مرتبط‌سازی و مسیر مشتری دارد.

چت‌جی‌پی‌تی یک محیط مبتنی بر وظیفه است، نه یک فید

افراد چت‌جی‌پی‌تی را برای انجام کاری باز می‌کنند. این کار ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • حل یک مشکل خاص.
  • بهینه‌سازی یک لیست کوتاه.
  • برنامه‌ریزی یک سفر.
  • نوشتن مطلبی.
  • درک یک تصمیم پیچیده. 

این رویکرد با پلتفرم‌های مبتنی بر فید تفاوت زیادی دارد، جایی که مردم انتظار دارند اسکرول کنند، مورد وقفه قرار گیرند و محتوا را به صورت منفعلانه کشف کنند.

در محیط‌های مبتنی بر وظیفه مانند چت‌جی‌پی‌تی، رفتار تغییر می‌کند:

  • محافظت از هدف: توجه به تکمیل وظیفه محدود می‌شود و هر چیزی که به پیشرفت کمک نکند، فیلتر می‌شود.
  • گریز از وقفه: حواس‌پرتی‌های غیرمنتظره زمانی که فردی متمرکز است، آزاردهنده‌تر به نظر می‌رسند.
  • تمرکز تونلی: کاربران وضوح، سرعت و شتاب را بر کاوش ترجیح می‌دهند.

به همین دلیل است که کسب کلیک‌ها احتمالاً دشوارتر از آن چیزی خواهد بود که بسیاری از تبلیغ‌کنندگان انتظار دارند. اگر یک آگهی به کاربر در پیشبرد کاری که قصد انجام آن را دارد، کمک نکند، حتی اگر از نظر موضوعی مرتبط باشد، نامربوط به نظر خواهد رسید.

علاوه بر این، اعتماد به محیط‌های هوش مصنوعی هنوز در حال شکل‌گیری است و تحمل تبلیغات بی‌کیفیت یا مزاحم حتی کمتر می‌شود.

عمیق‌تر شوید: حرکت اوپن‌ای‌آی به سمت تبلیغات چت‌جی‌پی‌تی با راه‌اندازی مبتنی بر ایمپرشن

زمانی که حجم جستجو وجود ندارد، رفتار به استراتژی تبدیل می‌شود

سال‌هاست که حجم جستجو نحوه برنامه‌ریزی ما را شکل داده است.

کلمات کلیدی به ما می‌گفتند مردم چه می‌خواهند، با چه فراوانی آن را می‌خواهند و میزان رقابت تقاضا چقدر است. این منطق زیربنای استراتژی سئو و رسانه‌های پولی بود.

چت‌جی‌پی‌تی این رویکرد را تغییر می‌دهد.

کاربران به دنبال کلمات کلیدی نیستند؛ آن‌ها تفکر خود را برون‌سپاری می‌کنند. آن‌ها موقعیت‌ها را توصیف می‌کنند، سوالات لایه‌لایه می‌پرسند و به دنبال نتیجه هستند نه صرفاً اطلاعات.

هیچ داده‌ای از کوئری‌ها برای بهینه‌سازی وجود ندارد. در عوض، موفقیت به درک موارد زیر بستگی دارد:

  • کاربر قصد انجام چه کاری را دارد.
  • کدام بخش از مسیر خود را به هوش مصنوعی برون‌سپاری می‌کند.
  • در آن لحظه به چه نوع کمکی نیاز دارد.

اینجاست که بینش رفتاری جایگزین تقاضای کلمه‌کلیدی به عنوان پایه استراتژیک می‌شود.

از قصد کلمه‌کلیدی تا هدف‌گذاری حالت رفتاری

به جای برنامه‌ریزی بر اساس کوئری‌ها، تبلیغ‌کنندگان باید بر اساس حالت‌های رفتاری برنامه‌ریزی کنند؛ یعنی وضعیت ذهنی که کاربر هنگام مراجعه به چت‌جی‌پی‌تی در آن قرار دارد.

یک روش مفید برای اندیشیدن به این موضوع عبارت است از:

  • حالت کاوش: کاربر در حال شکل دادن به یک دیدگاه یا جستجوی الهام است.
  • تبلیغاتی که در اینجا کار می‌کنند، به افراد کمک می‌کنند تا شروع کنند، ایده‌ها، گزینه‌ها را ارائه می‌دهند یا مشکل را بازتعریف می‌کنند.
  • حالت کاهش: کاربر در حال ساده‌سازی و محدود کردن گزینه‌ها است. تبلیغات مؤثر با روشن کردن تفاوت‌ها و برجسته کردن تعادل‌های مربوطه، تلاش را کاهش می‌دهند.
  • حالت تأیید: کاربر به دنبال اطمینان است. اینجاست که اعتماد بیشترین اهمیت را دارد: اثبات، نظرات، ضمانت‌ها و سیگنال‌های معتبر.
  • حالت اقدام: کاربر می‌خواهد کار را تکمیل کند. تبلیغاتی که اصطکاک را از بین می‌برند، بهترین عملکرد را دارند، از جمله قیمت‌گذاری شفاف، در دسترس بودن، تحویل و مراحل بعدی.

این حالت‌ها به‌طور نزدیکی با محرک‌های انسانی که از قبل در رفتار جستجو تشخیص می‌دهیم، مطابقت دارند: شکل‌دهی دیدگاه، اطلاع‌رسانی، اطمینان‌بخشی و ساده‌سازی.

تفاوت این است که چت‌جی‌پی‌تی این لحظات را در یک رابط واحد فشرده می‌کند.

عمیق‌تر شوید: هوش مصنوعی چه معنایی برای رسانه‌های پولی، رفتار کاربر و دیده شدن برند دارد

در چت‌جی‌پی‌تی، مرتبط‌سازی عملکردی است، نه موضوعی

یک تغییر کلیدی که تبلیغ‌کنندگان باید آن را درونی کنند این است که مرتبط‌سازی در چت‌جی‌پی‌تی به معنای مرتبط بودن صرف نیست؛ بلکه به معنای مفید بودن است.

یک تبلیغ می‌تواند کاملاً با یک دسته محصول همسو باشد و با این حال اگر به کاربر در تکمیل وظیفه‌اش کمک نکند، شکست خواهد خورد.

در یک محیط مبتنی بر وظیفه، هر چیزی که کار اضافی ایجاد کند یا توجه را از هدف دور کند، به مثابه اصطکاک احساس می‌شود. این بدان معناست که قواعد خلاقیت تغییر می‌کنند.

تبلیغات با عملکرد بالا احتمالاً کمتر شبیه به تبلیغات سنتی و بیشتر شبیه به موارد زیر عمل می‌کنند:

  • ابزارها.
  • قالب‌ها.
  • راهنماها.
  • چک‌لیست‌ها.
  • میانبرها.
  • کمک‌کننده‌های تصمیم.

آنها در جریان کاری که کاربر در حال انجام آن است، جای می‌گیرند.

تبلیغات عمومی برند، پیام‌های صرفاً آگاهی‌بخش، و محتوایی که حس انحراف ایجاد می‌کند، احتمالاً عملکرد ضعیفی خواهند داشت.

عمیق‌تر شوید: تبلیغات شما در حال مرگ هستند: چگونه خستگی خلاقیت را پیش از آنکه عملکرد را نابود کند، تشخیص داده و متوقف کنید

محتوای مفید به پلی در میان کانال‌ها تبدیل می‌شود

همان دارایی‌هایی که یک تبلیغ قوی در چت‌جی‌پی‌تی را می‌سازند – راهنماهای عملی، چارچوب‌ها، ماشین‌حساب‌ها، توضیحات و محتوای مبتنی بر اطمینان – کارهایی فراتر از پشتیبانی از عملکرد پولی انجام می‌دهند.

آنها برای سئو و بهینه‌سازی مولد، اعتبار می‌سازند، از طریق روابط عمومی دیجیتال پوشش رسانه‌ای و اعتبار کسب می‌کنند و اعتماد به برند را در کانال‌های اجتماعی و تحت مالکیت تقویت می‌کنند.

اینجاست که تفکیک‌های سازمانی (سایلوها) شروع به شکست عملکرد می‌کنند.

تیم‌های رسانه‌های پولی نمی‌توانند “تبلیغات مفید” را به صورت جداگانه ایجاد کنند، در حالی که تیم‌های سئو بر روی اعتبار کار می‌کنند، تیم‌های روابط عمومی سیگنال‌های اعتماد را می‌سازند و تیم‌های برندسازی صدای برند را به صورت مستقل شکل می‌دهند. در کشف مبتنی بر هوش مصنوعی، این سیگنال‌ها همگرا می‌شوند.

مؤثرترین تبلیغات ممکن است از موارد زیر الهام بگیرند:

  • صدای برند برای وضوح و هماهنگی.
  • صدای قابل اعتماد از طریق نظرات، کارشناسان یا تأیید شخص ثالث.
  • صدای تقویت‌شده از طریق پوشش رسانه‌ای و اعتبار شناخته‌شده.

مرز بین تبلیغات، محتوا و اعتبار به‌طور فزاینده‌ای محو می‌شود.

اندازه‌گیری نیاز به بازنشانی دارد

قضاوت تبلیغات چت‌جی‌پی‌تی صرفاً بر اساس نرخ کلیک (CTR) خطر از دست دادن تأثیر واقعی آن‌ها را در پی دارد.

در بسیاری از موارد، این تبلیغات ممکن است بر تصمیمات تأثیر بگذارند، بدون آنکه منجر به کلیک فوری شوند. آن‌ها ممکن است به یک برند کمک کنند تا وارد لیست کوتاه شود، احساس امنیت بیشتری ایجاد کند یا در زمان بازگشت کاربر از طریق کانال دیگر به خاطر آورده شود.

شاخص‌های معنادارتر ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • گنجاندن در لیست کوتاه.
  • یادآوری برند.
  • تبدیل‌های کمکی.
  • افزایش جستجوهای برند.
  • افزایش ترافیک مستقیم.
  • افزایش تبدیل‌های پایین‌دستی.

این موضوع نیاز به همکاری نزدیک‌تر تیم‌ها را تقویت می‌کند. اگر عملکرد در طول مسیر توزیع شده باشد، اندازه‌گیری و مسئولیت‌پذیری نیز باید اینگونه باشد.

عمیق‌تر شوید: ابزارهای هوش مصنوعی برای PPC، جستجوی هوش مصنوعی و کمپین‌های اجتماعی: کدام یک اکنون ارزش استفاده دارند

برندهایی که پیروز می‌شوند، رفتار را بهتر درک خواهند کرد

این صرفاً یک فرمت تبلیغاتی جدید نیست. ما با یک تغییر رفتاری مواجه هستیم.

برندهایی که بیشترین شانس موفقیت را دارند، آنهایی نخواهند بود که سریع‌تر حرکت می‌کنند یا بیشترین هزینه را صرف می‌کنند. آنها آنهایی خواهند بود که درک می‌کنند:

  • مردم واقعاً از چت‌جی‌پی‌تی برای چه کاری استفاده می‌کنند.
  • کدام لحظات از مسیر کاربری به هوش مصنوعی برون‌سپاری می‌شوند.
  • چگونه از این لحظات بدون شکستن اعتماد حمایت کنند.

یک نقطه شروع عملی، بازگشت به تفکر “وظایف قابل انجام” است. اقداماتی را که پیش از خرید، استعلام یا تعهد اتفاق می‌افتند، نقشه‌برداری کنید و مشخص کنید که هوش مصنوعی در کجا تلاش، عدم قطعیت یا پیچیدگی را کاهش می‌دهد.

از آنجا، سوال قدرتمندتر از “چگونه در اینجا تبلیغ کنیم؟” می‌شود:

چگونه می‌توانیم در لحظه مهم، واقعاً مفید باشیم؟

این طرز فکر نه تنها عملکرد در چت‌جی‌پی‌تی را شکل خواهد داد، بلکه در آینده گسترده‌تر کشف مبتنی بر هوش مصنوعی نیز تأثیرگذار خواهد بود. و در آن دنیا، قصد رفتاری بسیار بیشتر از آنچه کلمات کلیدی تاکنون داشته‌اند، اهمیت خواهد داشت.