تصویرسازی یک دست در حال نگه‌داشتن نخ‌های عروسک خیمه‌شب‌بازی که به سمت تلفن‌های قوطی‌ای منتهی می‌شوند. مردی در یک قوطی صحبت می‌کند در حالی که زنی قوطی دیگری را به گوش خود گرفته است.
اعتبار تصویر از: میزی کوول

در سال ۲۰۲۳، زمانی که چت‌جی‌پی‌تی هنوز نوپا بود، یکی از همکاران یک استاد دانشگاه، کلاس او را مشاهده کرد. پس از آن، او ضمن تحسین روش تدریس استاد، پرسید که آیا از این موضوع آگاه است که دانشجویانش سؤالات او را در چت‌جی‌پی‌تی وارد کرده و خروجی آن را به عنوان پاسخ‌های خود با صدای بلند می‌خواندند.

در آن زمان، این پدیده به «تخلیه شناختی» نسبت داده می‌شد؛ یعنی استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش میزان تفکری که برای تکمیل یک کار لازم است. اما با نگاهی به گذشته، می‌توان دریافت که این یک نمونه اولیه از «تخلیه عاطفی» بوده است؛ یعنی استفاده از هوش مصنوعی برای کاهش انرژی مورد نیاز جهت مدیریت تعاملات انسانی.

احتمالاً موارد افراطی را شنیده‌اید که در آن‌ها افراد ربات‌ها را به عنوان معشوق، درمانگر یا دوست تلقی می‌کنند. اما بسیاری دیگر، ربات‌ها را به روش‌های ظریف‌تری وارد زندگی اجتماعی خود می‌کنند. در اپلیکیشن‌های دوست‌یابی، افراد برای اینکه تحصیل‌کرده‌تر یا با اعتماد به نفس‌تر به نظر برسند، به هوش مصنوعی تکیه می‌کنند؛ یکی از این اپلیکیشن‌ها به نام Hinge، گزارش می‌دهد که بسیاری از کاربران جوان‌تر، پیام‌های خود را پیش از ارسال، با هوش مصنوعی «بررسی ارتعاش» (vibe check) می‌کنند. (مردان جوان، به خصوص، برای شروع مکالمات به هوش مصنوعی تکیه دارند.)

در کلاس درس، که حوزه‌ای است که نویسنده بهترین شناخت را از آن دارد، برخی از دانشجویان از این ابزارها نه تنها برای کاهش تلاش در انجام تکالیف، بلکه برای اجتناب از استرس یک مکالمه بدون برنامه قبلی با استاد — احتمال اشتباه کردن، ناتوانی در پاسخ دادن یا احمق به نظر رسیدن — استفاده می‌کنند، حتی زمانی که تعاملات آن‌ها نمره‌ای ندارد.

پاییز گذشته، روزنامه تایمز گزارشی درباره دانشجویانی در دانشگاه ایلینوی اربانا، شمپین منتشر کرد که در درس خود تقلب کرده و سپس عذرخواهی‌های خود را با استفاده از هوش مصنوعی نوشتند. در موقعیتی که یک ارتباط اصیل و بدون واسطه با اساتیدشان می‌توانست تفاوت ایجاد کند، آن‌ها باز هم نمی‌خواستند (یا نمی‌توانستند) از هوش مصنوعی به عنوان یک پروتز اجتماعی چشم‌پوشی کنند.

به عنوان یک مدیر دانشگاهی، وظیفه نوسینده است که نگران استفاده دانشجویان از هوش مصنوعی برای انجام تفکر انتقادی‌شان باشد. دانشگاه‌ها دارای چارچوب‌ها و سازوکارهای کاملی برای حفظ صداقت آکادمیک هستند. هوش مصنوعی، به دلایل واضح، مانند برخورد یک شهاب‌سنگ به این چارچوب‌ها عمل کرده است.